ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

ابوالفضل ما در ماههای آخر سال 93

یه روز اومدی می گی مامان سوفان میخوام، با کلی اینور اونور کردن متوجه شدم که فانوس مد نظرته، گفتم مامان این فانوسه و مادرجون از مشهد برای مامان سوغاتی آورده، با اصرارت زنگ زدیم به مادرجون گفتی مادرجون سوفان برای من هم از مشهد بگیر... به عطسه گفتی عکسه خیلی خوشم اومد، آخه کم پیش میاد چیزی و اشتباه بگی، مثلا کلمه پفک و می گی تفک، پفیلا رو می گی تفیلا، له رو می گی هل البته قبلا اینطور می گفتی، و اینبار هم عطسه رو گفتی عکسه... تنبلیت که میاد کاری و کنی می گی من خستم... خاطراتو فراموش نمی کنی یادته که یه بار که گوشی و برده بودم فلش کنم تعمیرکار چی گفت، گوشی آشغاله... عشق زندایی ها رو داری، و زن عمو فاطمه... خ...
16 فروردين 1394
1